نمایشنامه----نقدوبررسی-----اخبار----- |
«تاقانه ئاغا» به روي صحنه رفت
تئاتر «تاقانه ئاغا» كاري از گروه بازي با كارگرداني كاوه محمد زاده از روز چهارشنبه در محل سالن امفي تئاتر فرهنگ وارشاداسلامي بوكان به روي صحنه رفت و تا يك هفته ادامه دارد.
نمايش نامه نويسي اين كار توسط هنرمند پرتوان شهرمان استاد سيد ياسين قريشي است.
بازيگري اكثر هنرمندان عليرغم اينكه كودك و نوجوان هستند در حد بسيار عالي است و اين امر نشان از تلاشهاي بي وقفه آنها و عوامل گروه براي ارائه يك كار هنري در سطح تخصصي ميباشد.
محتواي اين اثر يك طنز ادبي اجتماعي و فرهنگي بسیار جالب است و چاشني هاي هم از طنز بررهاي را با خود به همراه دارد و دیدن آن را به کلیه دوستداران فرهنگ ۰و هنر کردی پیشنهاد می کینم و برای دست اندرکاران این اثر زیبا آرزوی توفیق و پیروزی و ارائه کارهای بهتر داریم.
تئاتر یعنی خود زندگی ....واقعا زندگی در تاقانه ی ئاغا نمود بسیار چشم گیری داشت .
با اصرار سینا که یکی از بیندهای پر وپاقرص کارهای کاوه است به دیدن تاقانه ی ئاغا رفتم .
ساعت هفت شب سالن انتظار اداره ارشاد باز بود وچندین خانواده با کودکانشان مثل من امده بودند وسرپا منتظر باز شدن درب سالن نمایش
هر لحظه به تعداد جمعیت افزوده می شد .سالن ساعت ده دقیقه به هشت باز شد وهمه رفتیم تو ..سالن تغیرات زیادی کرده بود یک حس عجیبی داشتم یاد جوانی های خودم افتادم که تو سالن تلف شد روی صحنه ش ومیان صندلی هاش بگومگو ها وخنده های مبهم ....دلم گرفت از این صحنه .....
سالن پر شد ....صدای موزیک فضا را پرکرده بود ومن توی خاطراتم سیر می کردم ...برق سالن خاموش ونور صحنه روشن شد ..کاوه محمد زاده روی صحنه رفت یادم نیست ریش بزی داشت یا بی ریش بود ... من کاوه را دوست دارم همیشه هم کارهاش و دوست داشتم گاهی وقتها حس می کنم که کاش جای او می بودم ... به خاطر بچه ها.... واقعا کار با کودکان ونوجوانان حس وحال عجیبی دارد ....... بعد از صحبتهای کاوه ........نمایش شروع شد. صحنه ای ساده وخودمانی .. بازیگرانی ساده وبی ریا ...نوجوانانی که به گقته کاوه در یک روز بیش از 7 سانس اجرا داشتند ........ ئاغا .......منوچ......... رازاوه......مادرش کدخدا.....وبقیه ........چه خوش درخشیدند .........بغضی نامفهوم از یک احساس عجیب گلویم را گرفته بود .... رازاوه واقعا رازاوه بود ...سیمایی دوست داشتنی و شاعرانه ومادرش که بیشتر یک فرشته بود ... ئاغا واقعا اقا بود با حرکاتی نرم و طنز گونه که شیرنی کار را صد چندان کرده بود ...کدخدا هم همچنین ... راستش اینقدر با شال و شلوارش ور می رفت هردم منتظر بودم حادثه ای اتفاق بیفتد ... منوچ چچچچچچچچچ ...........واقعا چه چه چه چه بود واقعا به به به به ....... وبقیه ....
دوستشان دارم با اینکه بیشترشان را برای اولین بار می بینم ........دستتان درد نکند ........افرین ...............
دوستتان دارم

|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|